منوی ناوبری برگه ها

تفسیر آیات ۸ الی ۲۰ سوره‌ی البقره

کلام الله، کلام خالق مطلق کلام و تمامی علوم و عوالم است. و چنین است که جزء جزء قرآن حاوی تمامی علوم است. پس هر قسمت کلام الله مجید بیشمار تعبیر و تفسیر صحیح دارد. هر کلام انسان نیز برگرفته از ادراکات و معلومات اوست، لذا یک جمله‌ی او نشانگر تمامی افکار و عوالم درونیش است؛ این مطلبی آشکار و پذیرفتنی است.

این مقدمه لازمه‌ی آن بود که بگوییم این مطالب تنها بخش‌های کوچکی از تعابیر و تفاسیر آن آیات هستند.

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿۸﴾ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿۹﴾ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿۱۱﴾ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ ﴿۱۲﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ ﴿۱۳﴾ وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ ﴿۱۴﴾ اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۵﴾ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ﴿۱۶﴾ مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ ﴿۱۷﴾ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ ﴿۱۸﴾ أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ﴿۱۹﴾ يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۲۰﴾  و از مردم کسانی که می‌گویند: ایمان آوردیم به خدا و روز آخر و نمی‌مانند به مؤمنین ﴿۸﴾ فریب می‌دهند خدا و کسانی که ایمان آورده‌اند (نیتشان این است) و نمی‌فریبند الا خودشان را و نمی‌فهمند ﴿۹﴾ در دلهایشان مرضی است و می‌افزایدشان خدا مرضی و برایشان عذابی است دردناک به آنچه بودند تکذیب کننده ﴿۱۰﴾ و هنگامی که گفته شود برایشان: فساد نکنید در زمین بگویند همانا ما اصلاح گرانیم ﴿۱۱﴾ آگاه باشید همانا ایشان همان مفسدانند ولى نمى فهمند ﴿۱۲﴾ و هنگامى که گفته شود برایشان ایمان بیاورید همان طور که مردم ایمان آوردند بگویند آیا ایمان آوریم همانطور که ایمان آوردند سفیهان همانا ایشان همان سفیهان هستند اما نمی‌دانند ﴿۱۳﴾ و هنگامى که ملاقات کنند کسانی را که ایمان آورده‌اند بگویند ایمان آوردیم و هنگامی که خلوت کنند به سوی شیاطینشان بگویند  همانا ما همراه شماییم همانا ما استهزا کنندگانیم ﴿۱۴﴾ خدا استهزا می‌کند به ایشان و امتدادشان می‌دهد درطغیانشان سرگشته می‌شوند ﴿۱۵﴾ آنان کسانی هستند که خریدند ضلالت را با هدایتگری پس سود نداد تجارتشان و نبودند هدایت یافتگان ﴿۱۶﴾ مثلشان چون مثل کسی که ترتیب داده آتشی را پس چون روشن ساخت گرداگردش را خدا برد نورشان را و ترکشان نمود در ظلماتی که بصیرت ندارند ﴿۱۷﴾ کرند لالند کورند پس ایشان باز نمی‌گردند ﴿۱۸﴾ یا چون رگباری از آسمان که در آن ظلمات است و رعد است و برق است می‌گذارند انگشتانشان را در گوش‌هایشان از صاعقه‌های بیم مرگ و خدا محیط است به کافرین ﴿۱۹﴾ نزدیک است برق چشمهایشان را برباید هرآنچه روشن شود برایشان سیر می‌کنند در آن و هنگامی که تاریک شود بر ایشان بایستند و اگر خدا بخواهد هر آینه ببرد گوش‌هایشان و چشم‌هایشان را همانا خدا بر همه چیز قادر است ﴿۲۰﴾

بعد از ذکر صفات کافرین ۱۳ آیه بدون ذکر عنوان به توصیف گروهی اختصاص دارد که مشخص است در توصیف منافقین است.

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿۸﴾

در این آیات به ترتیبت مراتب مختلف نفاق از نفاق اکبر تا نفاق اصغرِ پنهان، بیان می‌شود؛ لذا در اولین آیه ذکر شده که این مردم مؤمن نیستند در حالی که میگویند ایمان دارند به خدا و روز آخر و در آیه ی بعد تذکر به نفاق اکبر ایشان داده می شود؛

يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿۹﴾

که در دل، آنچه ایمان دارند آن است که می توانند خدای متعال و مؤمنان را فریب دهند و با چنین نیتی عمل می‌کنند.

فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضًا وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿۱۰﴾

در قلب‌های آنان مرضی است که خدا هم بر آن مرضی می‌افزاید؛ و از تعابیرش آن که همین مرض خود عذابی است دردناک برایشان و نیز از «یکذبون» برمی‌آید که نفاقشان اکبر است.

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿۱۱﴾

از ویژگی‌های منافقین خود را جدا از سایرین دانستن است آن‌ها در توجیه عین فسادشان، فسادی که عیان و آشکارا است، دلیل فساد را آُن می خوانند که در امتداد این فساد، اصلاحی است و از شعارهای همیشگی آنان این است که ما اصلاح گریم. نه آن که هر که به قصد اصلا‌ح‌گری برخاست نفاق دارد، بل اینان به دروغ چنین می گویند.

أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ ﴿۱۲﴾

اما اینان نیز هنوز به نفاق اکبر نزدیکند و تکذیب کننده، چرا که با «لاَّ يَشْعُرُونَ» توصیف شده‌اند؛ که در آیه ﴿۹﴾ نیز با همین وصف، نیرنگ‌کاران توصیف شده‌اند. یک تعبیر آن است که شعور آن‌ها نمی‌رسد که دستشان بیش از حد آلوده و نزد مؤمنین عیان است و هنوز قصد فریب‌کاری دارند.

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ ﴿۱۳﴾

منافقین خود را برتر میدانند و ویژه. انسانی که در هر عنوانی از شرعیات و آنچه برای همگان یکسان است، خود را مبرا و جدا بداند، نفاق دارد. اگر به او بگویند: «همه آن می کنند، تو نیز به آنچه از شرع که همه ایمان آوردند ایمان بیاور، چون قواعدی خاص برای خود قائل است، مردم را سفیه می خواند. نفاق اینان نزدیک به نفاق اصغر است چرا که با «نمی دانند» و با «لاَّ يَعْلَمُونَ» توصیف شده اند و به سفها نزدیکند.

وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ ﴿۱۴﴾

از نشانه‌های آن این است که هنگام دیدار مؤمنین می‌گویند ایمان آودیم، اما وقتی در خلوت به سمت شیاطینشان می روند می گویند ما همراه شماییم. از تعابیر «ما استهزا کنندگانیم» این است که: «ما دین خدا را مسخره کرده ایم؛ به هر چه می خواهیم عمل می کنیم و هر چه نمی خواهیم ترک می کنیم». و از دیگر تعابیر آن‌که: «ما خودمان را با این ایمانمان مسخره کرده ایم». که البته تعبیر «ما مؤمنان را مسخره کرده و فریب داده‌ایم و آن‌ها بی خبرند» هم که معروف ترین تفسیر است، صحیح است.

اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿۱۵﴾

اما از «بِهِمْ» و نیز از «وَيَمُدُّهُمْ» می‌توان به تعبیر «آن‌ها خود را مسخره می‌کنند و خداوند بر مدت آن می‌افزاید» دست یافت. لذا این‌جا نزدیک‌تر به نفاق اصغر است.

أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ﴿۱۶﴾

یکی از تعابیر آن است که «آنان هدایت را به ضلالت فروختند»؛ «اشْتَرُوُا» از «شری» است و هر دو معنی خرید و فروش را دارد -و از اضداد است- و «هدی» مصدر است و بیشتر به معنای «راه راست نمودن». لذا می‌توان «اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى» را «ضلالت را با هدایت خریدند» نیز معنا کرد؛ بسیاری از منافقین در ابتدا به دنبال هدایت به هدایتگری می‌پردازند، اما عدم اخلاص و وسوسه‌هایی مانند شهرت و اعتبار بر نفاق درونی آنان می افزاید، لذا هدایتگریشان که در حقیقت تجارت است سودی نمی‌دهد و هدایت نمی‌یابند.

مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ ﴿۱۷﴾

از این آیات به بعد ذکر حال آنانی بیشتر آمده که نمی‌فهمند یا خود را از خوف به نادانی می‌زنند لذا آیات در توصیف نفاقی است که تشخیص آن دشوار تر است. مثل و تمثیل، صورتی است ملموس که معانی مجرد را در خود تنزل میدهد و به فاهمه‌ی عموم نزدیک میگرداند. این آیه را پس از ذکر آیه‌ی ۹۷ سوره‌ی انعام «وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۗ قَدْ فَصَّلْنَا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُون» – «او کسی است که قرار داد برایتان ستارگان را تا هدایت یابید با آن‌ها در ظلمات صحرا و دریا همانا بیان کردیم (تفصیلی) آیات را برای قومی که می‌دانند» – این گونه معنا و تفسیر می‌کنیم:

«منافق همانند کسی است که در شب پر ستاره ای که مسیر حقیقت آشکار و روشن است با داشته‌های خود آتشی بر پا می‌کند تا او نیز مانند ستارگان روشنگر باشد – غافل از آن‌که ستاره‌ها در آسمانند و او در زمین – و آن‌گاه که دور تا دورش را با آتش روشن می‌سازد، دیگر جز نور و حرارت آتشی که خود به پا کرده نور دیگری را نمی‌بیند و خدای متعال اینچنین به وسیله‌ ی نور آتش خودش، نور حقیقت را از او می‌گیرد و او جز اندک مسیری که آن آتش روشن نموده هیچ نمی‌بیند و چون مسیر را تشخیص نمی دهد از بصیرت بی‌بهره می‌ماند.»

صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ ﴿۱۸﴾

اوّل از همه همانند کران تذکر نمی‌شنوند، سپس مانند لال‌ها دیگر چیزی نیز نمی‌گویند تا علیه خودشان بر آن استناد نشود و در نهایت همانند کوران آنچه از نشانه‌های انذاری می‌دیدند دیگر نمی‌بینند لذا از مسیر منحرف باز نمی‌گردند.

أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ ﴿۱۹﴾

«أَوْ» را می‌توان به معنی «خواه» در نظر گرفت و آیه را در امتداد آیه‌ی ﴿۱۸﴾ اینطور معنا کرد : «کر و لال و کورند و باز نمی‌گردند خواه چون باران بسیار شدیدی از آسمانی که درش تاریکی است و نور هدایت دیده نمی‌شود، اما صدای خروشان رعد و نور برق وجود دارد، در تذکرات و انذارها قرار گرفته باشند؛ که در این شرایط نیز انگشتان خود را در گوش‌هایشان قرار می‌دهند تا صدای رگبار و رعد نشنوند و از صاعقه‌هایی که هشدار مرگ به آن‌ها می‌دهد در امان باشند.»

الف) بعد از ذکر این معنا می‌توان گفت که این نشانه ها و این باران شدید و رعد و برق از آن دسته نشانه‌هایی است که پیامد اعمال منافقین است، مانند کسی که آتشی به پا می‌کند و دودش به چشم خودش می‌رود و آن سوزش نشانه‌ای است انذاری که می‌تواند موجب هدایت او گردد.

ب) باید توجه داشت که باران و رعد و برق در اینجا بدون «ال» ذکر شده است، لذا فی المثل، این رعدی است پیامد اعمال منافقان و می‌تواند با آن «الرعد» در آیه‌ی ۱۳ سوره‌ی الرعد «وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ» که تسبیح کننده‌ی خدا است، متفاوت باشد. باران نیز با عبارات مختلفی در قرآن آمده است؛ مثلا بارانِ پس از نا امیدی که موجب تحیر می‌شود «غَيْث» و در مثال دیگر بارانِ منذرین و مجرمین «مَطر» ذکر شده؛ اما بارانِ نشانه‌ی رحمت، اکثر «ماء» ذکر شده. «صَیِّب» تنها در همین آیه‌ی قرآن در جایگاه باران آمده است و «صیب» ریشه‌ی «مصیبت» به معنای «رنج و ضرر رساندن» است؛ که معنای «صَیِّب» نیز باران شدید و تند یا رگبار است؛ که می‌تواند هماه با ضرر و مصیبت باشد.

ج) منافقان آتشی روشن می کردند، آتش علاوه بر نور خیره کننده‌ای که در دید منافق جای نور الهی را می‌گیرد، دودی هم دارد که آسمان را آلوده می‌سازد. و بارانی که از آسمان بسیار آلوده ببارد، می‌تواند مخرب باشد.

از «الف» و «ب» و «ج» می‌توان به این نتیجه رسید که «أَوْ كَصَيِّبٍ» به معنای «یا چون باران شدید» همانند «مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ» در توصیف خود منافقان است:

«یا چون رگباری هستند از آسمانی که در آن ظلمات و آلودگی‌هایی است که خود به وجود آورده‌اند و رعد و برقی در این آسمان است که ایشان دوست می‌دارند و می‌ستایند، هر گاه به دیگران رسند و بر سایر موجودات نازل و جاری شوند ضرر می‌رسانند، در حالی که انگشتان اشاره‌یشان در گوش‌هایشان است تا از صواعقی که بر ایشان بیم مرگ را آشکار می‌سازد فرستاده می‌شود برحذر باشند.»

يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۲۰﴾

تا به این‌جا مطالب گسترده‌ای بیان شد که برخی ممکن است پراکنده به نظر برسند. اما این آیه تمام مطالب را متمرکز و روشن می‌کند و نامحسوس‌ترین نفاق‌ها را توصیف می‌کند – و البته نامحسوس در این‌جا به معنای عامیانه‌اش به کار رفته و عبارت بهتر «مستتر» است و اگر عبارتی چون «کم‌محسوس» می‌داشتیم آن پسندیده‌تر بود -.

«برق» برای ما دو تعبیر کلی دارد؛ برق آسمان‌ها و برقی که حاصل از بازتاب نور توسط برخی اشیا است. در علوم تجربی برق را الکتریسیته می‌نامند و آن را حاصل جهش یا حرکت الکترون‌ها بین اتم‌های مواد تعریف می‌کنند.

«خطف» به معنی «ربایشِ همراه با سوء نیت» یا همان «دزدی» یا «سرقت» است. «بصر» به معنی «چشم باطنی» یا «چشم دل» است.

برقی که صدر اسلام دل منافقین را می‌برد برق طلا و جواهرات و اجسام فلزی چون شمشیر و کاخ‌ها و کذا و کذا بود. لذا اگر ما این برق را برق آسمان‌ها یعنی الکتریسیته بدانیم، این آیه را می‌توانیم در توصیف عصر بشر امروز تفسیر کنیم.

«مَّشَوْاْ» از «مشی» به معنی «رفتن» یا «سیر  کردن همراه با پذیرفتن روش» است، و از آن‌جا که در قالب «مَّشَوْاْ فِيهِ» آمده، نزیک‌ترین ترجمه‌ها به آن در زبان انگلیسی «Explore» است؛ آن‌چه بخش اعظم اعمال بشر امروز را تشکیل می‌دهد. بشر امروز آن‌چنان با مفهوم Explore به واسطه‌ی موبایل و کامپیوتر و رسانه – که این‌ها همه زاده‌ی تمدن برق‌اند و از Explorer ها هستند – پیوند برقرار کرده، که به سختی بشود عبارتی جز Explore برای اعمال بشر امروز یافت، و «مشوا فیه» چه نیکو توصیفی است – مشروط بر این‌که ما این تعبیر را به درستی تشخیص داده باشیم-.

«نزدیک است برق چشم‌های بصیرتشان را برباید، تمام مدتی که بر آن‌ها روشن است در آن سیر می‌کنند و هنگامی که بر آن‌ها تاریک شود و از آن‌ها گرفته شود قیام می‌کنند؛ و اگر خدا بخواهد چشم بصیرت و گوش شنوای آن‌ها را می‌بَرد – و واقعاً از ایشان می‌گیرد – همانا خدا بر هر چیز قادر است.»

بشر امروز با برق بیدار می‌شود، با برق حرکت می‌کند، با برق کار می‌کند، با برق تجارت می‌کند، با برق می‌پزد، با برق می‌خورد، با برق می‌خواند، با برق می‌نویسد، با برق فرمان می‌دهد، با برق شاد می‌شود، با برق ناراحت می‌شود، با برق دوست می‌دارد و محبت می‌کند، با برق حمایت می‌کند، برق را می‌خواند، برق را خالق و شریک بر خدا می‌گیرد، در نبودش می‌ایستد، برای به دست آوردنش قیام می‌کند، از رو نمودن به خورشید و قرار گرفتن در مسیر باد و در بند کشیدن آب و سوزاندن سوخت و شکافتن مواد برای تولید برق بهره می‌گیرد، با برق می‌خوابد و با برق رویاهای خود را تحقق می‌بخشد؛ و با برق ایمان می‌آورد و یا با برق ایمان خود را از دست می‌دهد.

حرف ما نفی مطلق برق نیست، که خدا در قرآن می‌گوید «وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» 

درست است که برق و تکنولوژی همواره خوف و طمع را همراه دارد، اما همان که شهید آوینی رحمت الله علیه می‌گوید:

شأن انسانی والاتر از آن است که به اسباب و وسایل تعلق پیدا کند و رشد انسان در مسیر تعالی به سوی حق در معارج نهایی به قطع تعلق نسبت به اشیا و یأس از اسباب منتهی خواهد شد. پیشنهاد ما آن نیست که ابزار تکنولوژیک را به دور بیندازیم؛ آنچه که ما باید خود را از آن در امان داریم «مرعوب و مفتون شدن در برابر تکنولوژی» است و تنها در این حالت است که می‌توان «بدون وابستگی»، از علوم رسمی و محصولات تکنولوژیکی آن در خدمت غایات مقدس دینی سود جست.

حال پس از ذکر مطالب فوق می‌توان یکی از تعابیر آیه‌ی ﴿۱۹﴾ را تمثیل منافان به بمب اتم در دست اَبَر منافقین دانست.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *